الفبای زندگی
حروف به هم می پیوندند کلمه می شوند
کلمه هابه هم پیوند می خورند جمله می شوند
جمله هادست به دست هم می دهند قصه می شوند
وقصه هادرکنار هم زندگی را رقم می زند .
حروف به هم می پیوندند کلمه می شوند
کلمه هابه هم پیوند می خورند جمله می شوند
جمله هادست به دست هم می دهند قصه می شوند
وقصه هادرکنار هم زندگی را رقم می زند .
|
درسهایی از ازدواج حضرت زهرا (س) منبع : کتاب شفیعه ی محشر یا مظلومه ی پیامبر – نوشته سید عبدالله حسینی دشتی |
دیدم که ازپس در پهلوی من شکسته است
فریاد من درآنجا علی علی علی بود
بر روی من با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم زخون بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا علی علی علی بود
شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسلیت باد .
معیار های متمایز کننده رویکردهای فعال به شرح زیر است:
1. استقلال در یادگیرنده مهم ترین رکن در جریان یادگیری است.
2. دانش آموزان باید به طور فعال در فرآیند یادگیری درگیر شوند
3. فرآیند یادگیری از علاقه ها، خواسته ها و ادراکات یادگیرندگان آغاز شود.
4. محیط یادگیری به نحوی سازمان یابد که در آن یادگیری به صورت فراگیرمحور جریان داشته باشد.
5. باید هر دانش آموز بتواند بر اساس تجربه ها و اطلاعات خود در یادگیری نقشی ایفا کند.
6. فرآیند یادگیری پویا باشد و به فرآیند رشد و تکامل یادگیرنده تبدیل شود.
7. نقش اموزش دهنده (معلم) یا هر عامل خارجی دیگر، فقط تسهیل کننده و توانمند کننده در یادگیری باشد(فیلم، اسلاید،گردش علمی، و ...تسهیل کننده های یادگیری باشند)
ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار**
**که شاخاب ما را کند آرزوی تفو بر تو ای چرخ گردان تفوی**

**
هزاران خفته از عشق تو بیدار
روزت مبارک
آنکه نقاش است و نقشی ساخته
با قلـــــــم طرح نویی انداخته
در مسیر واژه های دوستــــــــی
سطر سطــری زآشنایی داشته
آنکه چون اسطوره های پارســی
عین ولامی را به میم افراشته
هم ردیف انبیاء و عارفـــــــــــان
پوششی بر جـــــهل جاهل بافته
آنکه آهنگ و کلامی دل ربــا
از یرای درس خـــــــــود آراسته
چشمه های معرفت جوشــــد ز او
دانشی از حد فزون انبـــــــاشته
لحظه هایش پر شده از خـاطرات
خاطراتی که زدل جان باخـــته
هرچه از عطرش ببویم کم بود
او گلستان ها ز گل ها کاشته
آنکه معمار است و الگوی همه
لاله ای بر قلب خود بگذاشته
با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد
چون جلوداران به کفران تاخته
آن معلّم آن مرّبی آن که او
از فنونش عالمی پرداختــــــــه
او عزیز است و مقامش پاس دار
چونکه یزدان نام او بنگاشته
عارف آن باشد که چون قطعه زمین
هرکسی او را لگد انداخته
یعنی از زهد و کلام و علم او
ذره ای از دانشش برداشته
بزرگترین اسکناس تاریخ را که اندازهاش به یک برگه سند قضایی میرسد، دولت
فیلیپین در 1998 با ارزش 100هزار پزو چاپ کرده است. این اسکناس به مناسبت
صدمین سالگرد استقلال فیلیپین از حاکمیت اسپانیاییها چاپ شده بود ............
بزرگترین اسکناس تاریخ را که اندازهاش به یک برگه سند قضایی میرسد، دولت
فیلیپین در 1998 با ارزش 100هزار پزو چاپ کرده است. این اسکناس به مناسبت
صدمین سالگرد استقلال فیلیپین از حاکمیت اسپانیاییها چاپ شده بود ............
دعایش با من *آمینش با تو*اوست که اجابت می کند*در سال جدیددر پیچ و خمهای زندگی و رسالت معامیت پیروز باشی
قدیم به تو که بهترینی*
با رسیدن بهار، طبیعت ردای سبز بر تن می کند. چکاوک ها، هزار دستان و قمریان، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سرمی دهند و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خوانند. بهار، پیام آور عشق و رویش است و موسم سرور و آشتی و به همین خاطر است که خواستنی است و با آمدنش دل ها سرشار از سرور و جان ها معرفت می یابد.
بهار، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل، زندگی زیبا می شود. با دیدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به یاد می آوریم. در اینکه چشمه مهر ایزد همواره به سوی آدمیان و همه موجودات، سرازیر است و ما اگر او و نشانه هایش را فراموش کنیم، او هرگز ما را فراموش نمی کند و با دگرگونی فصل ها نیز به جلوه گری قدرت بی پایانش می پردازد تا شاید دلی به یاد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشای جلوه هایش، اشک شوق از چشمی جاری شود.
اساسا جهان هستی، آینه دار خداست و جمال پروردگارش را به تماشا گذاشته است. به تعبیر زیبای حافظ:
|
مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟ |
به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدن |
بهار نیز یکی از باشکوه ترین جلوه های خدا در جهان هستی است که می توان با تماشای آن، نقبی به عالم معنا زد و راهی به سوی خدا یافت و جمال پروردگار را به تماشا نشست. چه زیبا سروده است، سعدی شیرازی:
|
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار |
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار |
|
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق |
نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار |
|
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است |
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار |
|
خبرت هست که مرغان سحر می گویند |
آخر ای خفته! سر از خواب جهالت بردار |