قیامت

اذا زلزلت العرض  زمین محشرعظماست چه شوریست چه غوغاست از این حال زمین لرزه به دلهاست نه پستی نه بلندی و نه دریاست

رسیدست  همان روز قیامت همان لحظه موعود که فرمود خدا زود رسد زود خلایق همه در حال فرارند بیتاب و قرارند آرام ندارند و این روز همان روز حسابست همان روز سوال است و همان روز جواب است

که مردم همه اینگونه پریشند نه در فکر پدر یا پسر و مادر خویشند همه در پی خویشند

ادامه نوشته

پنجاه سالگی ورود انسان به فضا قسمت -1 یوری گاگارین

یوری الکسی‌یویچ گاگارین (به روسی: Юрий Алексеевич Гагарин) کیهان‌نورد روسی و متولد ۹ مارس ۱۹۳۴ میلادی (۱۸ اسفند ۱۳۱۲)، نخستین فضانورد جهان است. یوری گاگارین در روز ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ میلادی (۲۳ فروردین ۱۳۴۰) توسط فضاپیمای وُستوک-۱ به فضا رفت و به مدت ۱۰۸ دقیقه مدار زمین را یک دور بطور کامل پیمود. عصر سفرهای فضایی انسان با این پرواز آغاز گشت.

یوری گاگارین پس از پرواز تاریخی خود به سمت ریاست مرکز آموزش فضانوردان در شهرک ستاره‌ها انتخاب شد. در همین حال و در کنار شغل حرفه‌ای خود، با بازدید و سخنرانی در شهرها و کشورهای گوناگون، نقش عمده‌ای در افزایش آگاهی عمومی در مورد سفرهای فضایی ایفا نمود. هشت سال پس از سفر فضایی‌اش، یوری گاگارین در یک سانحه هوایی کشته شد.

گاگارین به خاطر سفر فضایی تاریخی خود تبدیل به ستاره‌ای جهانی شد و نشان‌ها و عنوان‌های افتخار بی‌شماری از سراسر جهان دریافت کرد. شب ۱۲ آوریل هر سال به عنوان «شب یوری» گرامی داشته می‌شود و جشن‌ها و گردهمایی‌هایی در سراسر جهان به یاد نخستین فضانورد جهان برپا می‌گردد.





Yuri Gagarin official portrait.jpg

کسب رتبه ی اول در مسابقات فرهنگی - هنری را بر شما همکاران ودانش آموزان تبریک عرض می نماییم

شعر

 به از شیراز و وضع بى مثالش                 هواى اصفهان و اعتدالتش

 نسیم خلد خیزد از جنوبش                 شمیم روح آید از شمالش

 ندیده اصفهان را گفت حافظ                 خوشا شیراز و وضع بى مثالش

 بود جلف به دنیا آن بهشتى                 كه در عقبى نیابد كس همالش

 مكن باور كه ركن آباد شیراز                 بود چون زنده رود آب زلالش

 كمال اصفهان ما دو صد ره                 به است از مردم صاحب كمالش

 گرفت اندر جهان بازار دانش                 كمال و رونق از فیض جمالش

 شنیدم این سخن از اهل حالى                 كه دائم خرم و خوش باد حالش

 صفاهان را كسى نصف جهان گفت                 كه كوته بود میدان خیالش

 اگر باشد جهانى اصفهان است                  مبادا تا جهان باشد زوالش

 خصال نیكو از عبرت بیاموز                 كه هست از مردم نیكو خصالش

 محمد على عبرت نائینى

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

 اصفهان را نیمه خوانند از جهان                 صد جهان من دیده ام در اصفهان

 هفتدست و هشت خلد و چهارباغ                 جنت و باغ ارم رشك جنان

 باغ تخت آیینه خانه چار حوض                 هم نگارستان و هم نقش جهان

 قصر عباسى نمكدان طوقچى                 باغ وحش و شیرخانه پلیكان

 لب زنده رود و نسیم بهار                 رخ دلستان و مى خوشگوار

 چنان بیخ انده ز دل بر كند                 كه بیخ ستم خنجر شهریار

 همایى - استاد دانشگاه

 

حضرت علی (ع) می فرمایند: آن کس که قدر خود را نشناخت به تباهی خود بشتافت

هنگام آموزش نباید به جنبه های عقلانی و منطقی وجودی یادگیرنده توجه کرد بلکه باید  علایق- سلایق -جنبه های عاطفی و روانی-نگرشی و هیجانی وجودی وی را نیز به همان اندازه مورد توجه قرار داد. بنابراین یک معلم رسالت بزرگی بر عهده گرفته است چه استعدادهایی که در اثر رفتار و توجه یک آموزگار شکوفا شده اند و بالعکس.

شهر اصفهان


اصفهان در 32 درجه و 38 دقيقه عرض شمالي و 51 درجه و 39 دقيقه طول شرقي در مرکز ايران با ارتفاع متوسط 1570 متر از سطح دريا در ساحل زاينده رود قرار گرفته است . در شمال اصفهان شهرستان برخوار و ميمه با دهها شهر کوچک – که غالباً قدمت آنها کمتر از اصفهان نيست – از نظر تاريخ و ويژگي هاي ديگر از اصفهان جدا نيستند .

در شمال و کمي دورتر به فاصله 100 تا 200 کيلومتر ، شهرهاي اردستان ، ميمه ، نطنز ، قمصر و کاشان قرار دارد که اگر چه آثار باستاني آنها از نظر کميت با اصفهان قابل مقايسه نيستند ، گاه از نظر قدمت از اصفهان هيچ کم ندارند . در جنوب اصفهان قدري متمايل به غرب در ساحل زاينده رود ناحيه لنجان با دهها شهر بزرگ و کوچک ، قديم و جديد و به ترتيب فاصله کليشاد ، فلاورجان ، پيربکران ، فولاد شهر ، زرين شهر به فاصله 70 کيلومتري ، شهر مبارکه قرار دارد .
کارخانه فولاد مبارکه اصفهان در کنار شهر اخير و در جوار شهر طالخونچه ( طالقان جي ، مولد صاحب بن عباد ) مستقر شده است . شهرضا در فاصله 80 کيلومتري جنوب اصفهان بر سر راه اصفهان – شيراز و بر سر راه سميرم در 165 کيلومتري اصفهان قرار گرفته است .

در غرب اصفهان خميني شهر متصل به حومه اصفهان و سپس نجف آباد ، تيران و کرون ، چادگان ، داران ، فريدون شهر و در همين مسير کمي به طرف شمال خوانسار و گلپايگان قرار دارد . در شرق اصفهان در يک جلگه کويري شهرهاي دور از هم کوهپايه ، نائين و انارک تا منطقه کاملاً کويري خور و بيابانک ادامه دارد .

جلگه اصفهان از آبرفت رودخانه زاينده رود تشکيل شده و در پاي دامنه هاي شرقي ارتفاعات زاگرس که در اين ناحيه ارتفاع خود را به طور محسوسي از دست داده و بيشتر تپه هاي مرتفعي است که کمتر به کوه واقعي شباهت دارد ، قرار گرفته است .

اين ارتفاعات با فواصل چند کيلومتر بدون هر پوشش گياهي و با رنگهاي متنوع و با تضاريس فراوان در هاله اي از بخارات رودخانه بر زيبايي موقع طبيعي اصفهان مي افزايد . اين زيبايي از فراز عمارت عالي قاپو يا از قله کوه آتشگاه دو چندان است .
در جنوب اصفهان و مشرف بر شهر در فاصله اي که از فراز آثار ديدني شهر به خوبي ديده مي شود ارتفاعاتي به نام کوه صفه با 2200 متر از سطح دريا قرار دارد . بر فراز اين ارتفاعات آثار ديوارهاي مخروبه اي از خشت خام به ابعاد 50 سانتي متر موجود است . که مجموعه آنها را قلعه ديو مي نامند . درباره انگيزه و کاربري اين آثار و آثار مشابه آن بر فراز ارتفاعات معروف به قلعه بزي – نزديک به 3000 متر در سمت مغرب اصفهان – تحقيقات و مقالات عالمانه اي منتشر شده است که حتي خلاصه اي از آن هم در اينجا نمي گنجد . ( مراجعه کنيد به محمد شهريار ، شاه دژ کجاست ؟ تحقيق درباره آثار اسمعيله اصفهان نشريه دانشکده ادبيات اصفهان شماره يکم ، سال يکم ، 1343 صفحات 87 تا 157 )
ارتفاعات شمال اصفهان همانند توده اي از تپه هاي خاکي مشرف به سه راه اصفهان به تهران و دانشگاه صنعتي تا ارتفاعات چاله سياه در 30 کيلومتري اصفهان ادامه مي يابد .

در مغرب اصفهان و در شمال دره زاينده رود بر سر راه اصفهان – نجف آباد در دو کيلومتري مغرب ، منارجنبان در يک منطقه سبز و خرم که به برکت زاينده رود پوشيده از باغهاي ميوه و مزارع حاصلخيز است توده مخروطي شکل کوچکي با ارتفاع 1670 متر قرار دارد که در قله آن آثار يک آتشکده از دوره ساسانيان بين سالهاي 226 مسيحي و 652 مسيحي تا به امروز باقي مانده است .

رودخانه زاينده رود به منزله شاهرگ حياتي شهر اصفهان و بزرگ ترين رودخانه فلات مرکزي ايران از کوههاي زاگرس در منطقه زردکوه بختياري سرچشمه مي گيرد در يک صد کيلومتر نخست ، رودخانه از يک مسير کاملاً کوهستاني و محصور در کوههاي نسبتاً مرتفع عبور مي کند . دريافت آب چشمه هاي متعدد در اين مسير و افزايش محسوس آب خود موجب شده است که رودخانه زاينده رود رودي که مي زايد ناميده شود .

موقعيت خاص مسير رودخانه در ناحيه کوهستاني در مغرب اصفهان زير نفوذ هواي بسيار مطبوع کوهستان در دره هايي پيچ در پيچ چنان مناظر بديعي بوجود آورده است که اگر کم نظير نباشد ، بي نظير است . در حالي که از فراز ارتفاعات تا بستر رودخانه از درختان گردو ، بادام ، هلو و ساير ميوه ها پوشيده شده است و تابستان ديرپا در دره هاي شمالي جنوبي ادامه دارد . در دره هاي شرقي و غربي پاييز هزار رنگ پيش از موعد فرا مي رسد .

نیروی اصطکاک چیست؟

اصطکاک نیرویی است که به سبب چگونگی سطح تماس دوجسم واندازه ی نیرویی که دو جسم را به هم می فشارد ایجاد می شود و با کشیده شدن آن دو روی یگدیگر مخالفت می کند.در دو وضعیت کاملا متناقض نیروی اصطکاک زیاد می شود.

الف)وقتی سطح تماس دو جسم زبر باشد.بر جستگی های یکی در فرو رفتگی های دیگری فرو می رودونیروی اصطکاک زیاد می شود.هرچه این نا همواری ها بیشتر باشد .نیروی اصطکاک نیز بیشتر می شود.مثلا دو اجر روی هم مشکل تر کشیده می شوند تا یک شیشه روی یک اجر.

ب)وقتی سطح تماس دو جسم خیلی صیقلی باشد ،طوری که مولکول های سطح تماس دو جسم به هم نزدیک شده در فاصله پیوندی(برد کوتاه )قرار گیرند نیروی چسبندگی سطحی عامل ایجاد اصطکاک خواهد بود.مثلا دوشیشه ی تخت روی یکدیگر به سختی کشیده می شوند واگر بین دو شیشه را خیس کنیم و آن دو را به هم فشار دهیم،هوااز بین دو شیشه خارج شده آب جای آن را می گیرد. بین مولکول های آب و شیشه ها پیوند مولکولی ایجاد می شودو شیشه روی یک دیگر بسیار سخت تر کشیده می شوند. ولی یک اجر روی یک شیشه راحت تر کشیده می شود.

همچنین اگر نیرویی که دو جسم را به هم می فشارد افزا یش یابد نیروی اصطکاک زیاد می شود.

ضریب اصطکاک ایستایی/ضریب اصطکاک جنبشی:

می خواهیم این دو عد ثابت را بهتر بشناسیم. به فرض جسمی روی سطح افقی قرار دارد.آن را با نیروی افقی متغیری می کشیم.فرض کنیداین نیروبه هدف ایجاد حرکت یکنواخت از صفر رو به افزایش می گذارد واگر لازم باشد کاهش نیز می یابد.ابتدا که نیرو زیاد می شود جسم حرکت نمی کند دراین حالت نیروی مذکور با نیروی اصطکاک ایستایی که مخالف حرکت است برابر است.بعد از مدتی این نیرو جسم را در آستانه ی حرکت قرار می دهد.یعنی ضربه ای کافی است تا جسم شروع به حرکت نماید.در این وضعیت نیروی مخالف یعنی اصطکاک را نیروی اصطکاک بیشینه می نامیم.داریم:

ضریب اصطکاک ایستایی=نیروی اصطکاک بیشینه تقسیم بروزن جسم

 حالا اگربه جسم ضربه ای  بزنیم از دید خرد مقیاس بین نا همواری های سطح تماس جسم وزمین فاصله ای میکروسکوپی ایجاد می شود،لذا نیروی اصطکاک کم می شود،نیرو ها نابرابر می شوند وجسم از حال سکون شروع به افزایش سرعت می کند.ولی چون نیروبه هدف ایجاد حرکت یکنواخت  تغییر می کند،،نیروی محرک رو به کاهش می گذارد تا جایی که با نیروی اصطکاک جنبشی برابر شود.یعنی انتظار داریم ضریب اصطکاک جنبشی کمتر از ضریب اصطکاک ایستایی باشد.داریم:

ضریب اصطکاک جنبشی=نیروی اصطکاک جنبشی تقسیم بروزن جسم

عملا ضریب اصطکاک ایستایی از ضریب اصطکاک جنبشی بیشتر خواهد شد.

 

بر ما سالی گذشت و بر زمین گردشی وبر روزگار حکایتی امید که آن کهنه رفته باشد به نکویی و این نو همی آید به شادی

 

تبريك سال نو

نرم نرمك مي رسد اينك بهار                     خوش به حال روزگار

سال نو بر كليه كاركنان دبستان شهيد قائدان مبارك باد.

با ارزوي پيروزي و بهروزي در سال جديد