در تدریس املا باید چند نکته را رعایت کرد:

1.            متن املا باید از درس هایی باشد که نو آموز قبلاً آن را خوانده است. اگر معلّم بخواهد متنی خارج از کتاب به دانش آموز بگوید؛ بایدلغات دشوار و مشتقّات آن را در حین دیکته گفتن روی تابلو بنویسد؛ زیرا از بین بردن آثار نامطلوب کلمات نادرست که در ذهن دانش آموز مصوّر می شود بسی مشکل تر از آموختن صورت درست آن هاست.

2.            متن درسی را که می خواهیم به دانش آموزان القا کنیم، بهتر است ابتدا از اوّل تا آخر بخوانیم تا شاگردان ارتباط معانی کلمات و مضمون کلّی مطلب را درک کنند و برای نوشتن دیکته آمادگی کامل احساس نمایند.

3.            اگر امکان داشته باشد و تعداد دانش آموزان کلاس کم باشد، معلم باید همه ی دیکته ها را شخصاً تصحیح کند و موقع تصحیح کردن دیکته، فرد فرد شاگردان را نزد خود فراخوانَد تا به اغلاط املایی خود توجّه کنند و علّت نادرست نوشتن برخی کلمات املایی را به خوبی دریابند و به این امر معتقد شوند که معلّم جز راهنمایی کردن دانش آموزان و اصلاح اغلاط دیکته ی   آن ها، نظری ندارد؛ و از نزدیک طرز نگارش کلمات و گردش قلم و اتّصال و انفصال کلمات را به خوبی درک کنند. امّا اگر تعداد دانش آموزان کلاس زیاد باشد معلّم به نوبت دیکته های هر چند نفری را که وقت اجازه دهد، صحیح کند و تصحیح بقیّه دیکته ها را به دانش آموزان واگذار نماید.

4.            معلّم باید شاگردان را متوجّه نماید که موقع نوشتن املای فارسی، از نوشتن «خط شکسته» و نا خوانا پرهیز کنند و حتّی الامکان دیکته را خوانا و صحیح بنویسند.

5.            مهمترین نکته ای که از جهت تربیّتی و روانی بسیار اهمیّت دارد؛ این است که باید متن دیکته از قطعاتی انتخاب شود که علاوه بر تناسب با قوّه ی شاگردان، جنبه ی اخلاقی و تربیتی داشته باشد تا مطالب مفیدی در ضمن دیکته نوشتن، در ذهن آن ها مرکوز [جمع] گردد و حتّی جمله های زیبا و آموزنده ی آن  به درس انشا نیز کمک می کند.

6.            یاد دادن لغات به تنهایی و گفتن دیکته به صورت لغات جدا از یک دیگر و نامربوط که برخی معلّمان در کلاس های درس پیش می گیرند برخلاف اصل یادگیری است؛ زیرا اولاً یادگرفتن لغات، بدون دانستن موارد استعمال آن ها در جمله، ارزشی ندارد. ثانیّاً چون ارتباطی معنوی وظاهری بین لغات آموخته شده- بدین صورت- وجود ندارد، در اذهان محصّلان دوامی نخواهد داشت.

بنابراین باید کلمات مختلف را در ضمن جملات کامل به دانش آموزان آموخت. زیرا آنچه مهم و مفید است، مورد استعمال لغت است در جمله و در نتیجه در زندگی- به خصوص لغات متشابه را که دارای تلفّظی واحد و کتابتی مختلف است، به تنهایی نمی توان امیدوار بود که آن ها را صحیح خواهند نوشت؛ مانند: (صواب و ثواب)- (صفیر و سفیر)- (خوار و خار) و (اسیر و عصیر و اثیر) و مانند این ها ...

زیرا املای چنین کلماتی را به خصوص باید از سیاق عبارت دریافت و بس.(احمد احمدی بیرجندی، 1379: ص 31 تا 39).