سوء تعبیر ما و محدودیت های آموزش انشاء در ایران

برنامه ریزی درس انشاء در مدارس ایران از دیرباز با سه سوء تعبیر همراه بوده است:

 

سوء تعبیر اول: نوشتن انشاء امری تفننی است که پرداختن به آن در برنامه ی درسی تنها در حد امری است غیر ضروری و فوق برنامه.

 

سوء تعبیر دوم: نوشتن امر یاست ذوقی و موهبتی درونی که برخی از آن برخوردار و برخی دیگر بی بهره اند و آموزش تأثیری در این روند ندارد.

 

سوء تعبیر سوم: درس انشاء تنها نوع خاصی از نگارش یعنی نگارش ادبی و خلاق را در بر می گیرد. این سوء تعبیر ها به ترتیب سه محدودیت زیر را در تدریس انشاء به دنبال داشته است:

 

محدودیت اول: کوتاه بودن دوره آموزش انشاء

چنان چه اشاره شد در سیستم آموزشی ایران تنها در دوره ی تحصیلی دبستان و راهنمایی ساعتی برای درس انشاء در نظر گرفته شده است که متأسفانه همین مدت زمان کوتاه نیز به دلیل سوء تعبیر نخست اغلب استقلال و هویت درسی ندارد و بسیار از مدارس ساعت انشاء را به امور درسی دیگر اختصاص می دهند.

 

محدودیت دوم: وجود نداشتن چارچوب درسی هماهنگ برای درس انشاء

نوشتن نه امری صرفا ذوقی و قریحی، بلکه یک فن و مهارت است مهارتی که مانند سایر علوم و فنون قابل تدریس است.

 

محدودیت سوم: نادیده گرفته شدن سایر زمینه های نگارشی

در آموزش انشاء علاوه بر نگارش ادبی یا خلاق به نگارش اخباری و استدلالی نیز باید توجه داشت.